
متن شعرچینیان گفتند ما نقاشتررومیان گفتند ما را کر و فرگفت سلطان امتحان خواهم درینکز شماها کیست در دعوی گزیناهل چین و روم چون حاضر شدندرومیان در علم واقفتر بدندچینیان گفتند یک خانه به ماخاص بسپارید و یک آن شمابود دو خانه مقابل در بدرزان یکی چینی ستد رومی دگرچینیان صد رنگ از شه خواستندپس خزینه باز کرد آن ارجمندهر صباحی از خزینه رنگهاچینیان را راتبه بود از عطارومیان گفتند نه نقش و نه رنگدر خور آید کار را جز دفع زنگدر فرو بستند و صیقل میزدندهمچو گردون ساده و صافی شدنداز دو صد رنگی به بیرنگی رهیسترن...
ادامه مطلب
افزایش عشق تو چه پر سرعت شداحساس من از عشق تو پرقدرت شداحساس فشردن همین دستانتآسودگی خاطر هر ساعت شدوقتی ک دلم پر از غم و تلخی بود...بوسیدن تو روای هر حاجت شددر مخمصه های این دل پر آشوبآغوش پر آرامش تو قسمت شددر این هیجان دست و بوس و آغوش...تست کرونای من چرا مثبت شد؟نسترن مقدسی بخوانید...
ادامه مطلب
در هر دل تاریک دلدار باید بوددر هر غم و زاری غمخوار باید بودروزی که نام تو، سوز دلم افروختبین دل و نامت، دیوار باید بوداین شعر نومید است از ماه روی توماه رخت دور از اغیار باید بودما عاشقان عصر، از مرگ بیزاریمما مرگمان بعد از دیدار باید بودمعشوق ما هر دم فکر جفا دارداز ظلم و جور یار هشیار باید بود بخوانید...
ادامه مطلب